
هرمان فون هلمهو لتز محققی پر کار در فزیک و فیز یو لوژِی و یکی از بزرگترین دانشمندان قرن نوزدهم بود، در میان خدمات علمی او در رشته های مختلف، روانشناسی مقام سوم را داراست، اما اگر کوششهای فخنر و وونت را نیز به حساب آوریم کار او در پیدایش روانشناسی نوین عامل مهمی به شمار می رود.
زندگی هرمان فون هلمهو لتز
هلمهو لتز در پتسدام آلمان، شهری که پدرش در ژیمنازیوم (نوعی دبیرستان در اروپا که به عنوان مرکز آموزش پیش دانشگاهی افراد را برای ورود به دانشگاه آماده می کند) آن تدریس می کرد،متولد شد.وی به سبب ضعف جسمانی در کودکی به وسیله معلم سرخانه آموزش می دید. در 17 سالگی به یک انستیوتی پزشکی در برلین وارد شد.در آنجا کسانی که می پذیرفتند پس از فراغ تحصیل به عنوان جراح در ارتش خدمت کنند از پرداخت شهریه معاف بودند.هلمهو لتز در ضمن هفت سال خدمت، به تحصیل خود در ریاضی و فیزیک ادامه داد و چندین مقاله منتشر کرد. او مقاله ای در بارهی فناناپذیری انرژی ارائه داد که در آن قانون بقای انرژی را به روش ریاضی تدوین کرد.
پس از ترک ارتش، سمت دانشیاری فیزیولوژی را در کنیگز برگ پذیرفت.او در طول 30 سال بعد در بن و هایدنبرگ به تشکیل کنفرانسهای علمی در زمینه فیزیو لوژی و همچنین به بر گزاری کنفرانسهای علمی در فیزیک پرداخت. هلمهو لتز که فوق العاده فعال و پر انرژی بود به نشر مطالب در چند رشته مختلف اقدام کرد. او در جریان کارهای خود در زمینه نورشناسی فیزیو لوژیکی چشم نما را که ابزاری برای آزمایش قرنیه چشم بود اختراع کرد. اثر سه جلدی او در باره نورشناسی فیزیو لوژیکی (راهنمای نورشناسی فیزیولوژیکی)(1866-1856) به اندازه ای نفوذ و دوام یافت که 60 سال بعد به زبان انگلیسی ترجمه شد. تحقیق او درباره مسایل صوت شناسی با عنوان درباره احساس صدا که در آن یافته های خود وی و تمامی ادبیات موجود در آن زمینه خلاصه شده بود در 1863 اتشار یافت. او همچنین درباره موضوعهای گونا گونی مانند رد تصویر ها، کورنگی، مقیاس موسیقی عربی-فارسی، حرکتهای چشمی انسان، تشکیل توده یخ، اصول بدیهی هندسی ، و تب یونجه مطلب نوشت. هلمهو لتز در سالها بعد مستقیمآ در جهت ساختن تلگراف بی سیم و رادیو خدمت کرد.
در پاییز سال 1893 هنگامی که از نمایشگاه جهانی شیکاگو و بازدید از نقاط دیگر آمریکاه باز می گشت در عرشه کشتی به شدت زمین خورد و آسیب دید. کمتر از یک سال بعد از آن حادثه سکته کرد و به حالت نیمه اغما و هذیان افتاد. همسرش در این باره نوشت "افکارش به شیوه ای مبهم بین زندگی واقعی و زندگی رویایی، زمان و مکان پرسه می زد، و همه آن در مغزش شناور بود..... گویی روح او در فاصله ای دور در یک دنیای زیبا و آرمانی که فقط به وسیله قوانین علمی و ابدی در نوشان بود قرار داشت"(به نقل کوئینگز برگر 1965 ص 429) و در 8 سپتامبر 1894 در گذشت.
منبع: تاریخ روانشناسی نوین دوان پی. شولتز سیدنی الن شولتز
برچسب های مهم